غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
178
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كثير از بيكان و استربانان و ساربانان خاصه و ملازمان خواتين و شاهزادگان و نوئينان فوجفوج در محلات و اسواق سر راه بر متمولان ميگيرند و بلطف يا عنف ميگويند كه امروز جهة خرج صحبت ما اين مبلغ سرانجام ميبايد كرد و اگر آنشخص در اداء اندكى اهمال مينمايد او را بيناموس ميسازند و بسيار همچنان واقع مىشود كه يك كس در يكروز بسه چهار طايفه از آن جماعت دوچار مىخورد و هركرت مبلغى فرود ميآورد يا بىعرض مىشود و همچنين آن مردم بىباك در ايام عيد و نوروز بدر خانه بزرگان رفته چيزى ميطلبند و اگر آن بزرگ خود را بايشان مينمايد انواع اهانت كشيده ضرورة آنچه ميخواهند ميدهد و الا هرچه در خانه او مييابند بر گرفته در خرابات بگرو مينهند و چون آن عزيز زر بر ده متاع خود را طلب مينمايد او را آن مقدار ايذا ميرسانند كه قابل شرح نيست و اين معانى در نظر عدالت غازانى بغايت ناپسند نموده فرمان داد تا در اسواق منادى كردند كه هيچ آفريده يكدينار و يكمن بار به جماعت پيكان و ساربانان و استربانان ندهد و هركس از اين طايفه از مردم چيزى طلبد او را در حال سياست كنند لاجرم آن قوم ترسيده دست از اضرار خلايق بازكشيدند و ديگر از آن ممر معشر بشر تفرقه و پريشانى نديدند . حكايت سيزدهم در باب اقطاع سپاه و رعايت ملازمان درگاه پيش از ايام دولت آن پادشاه عاليجاه عموم لشگر مغول را مرسوم و جامگى و تغار مقرر نبود ديگر بعضى از سران سپاه را كه فى الجمله غله از ديوان مىستاندند و چون سرير جهانبانى بفر وجود غازانى زيب و زينت پذيرفت جهة لشگريانى كه خدمت نزديك ميكردند تغار تعيين فرمود و بتدريج هرسال چيزى برآن ميفزود و بنابر آنكه برات غله را بر ولايات مىنوشتند بواسطهء سرانجام علفه و علوفه رعايا را تشويش بسيار ميرسيد و گاهى برات راجع شده لشگرى بىحصول مقصود بازميگرديد و چون اين معنى بر ضمير منير غازانى روشن گشت فرمان داد كه در هرولايتى از قشلاق و ييلاق بهنگام ارتفاع محصول غلات ديوانى را منبر كرده بشحنه سپارند تا هرگاه كه برآنجا رسد آنچه او را بايد گرفت بىمزاحمت رعيت بستاند بعد از آن در اوايل شهور سنهء ثلث و سبعمائه فرمود كه اين مقدار تغار كه ما جهت سپاه ظفر شعار مقرر فرمودهايم از هيجده نفر زياده نميرسد و مناسب چنان است كه انعام ما عموم يافته همكنان را شامل گردد و هيچكس در وقت توجه بيورش از افلاس و عدم يراق شكايت نتواند كرد آنگاه در عرض دو سه ماه تمامت سپاه را مفصل نموده اقطاعات تعيين فرمود و در آن باب يرليغ داده قيود مفيده در آن نشان مندرج گردانيد ملخض مضمون يرليغ آنكه بر همكنان پوشيده نيست كه پيش از اين پدران ما بعضى از چريك مغول را اندك تغارى ميدادهاند و اكثر ايشان را از مواجب و انعام بىنصيب و محروم ميگذاشتهاند و ما درين وقت تمامت چريك را مشمول عواطف و عطايا گردانيده در يك سلك انتظام داديم و مقرر فرموديم